زیزیگلو

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر...

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر...

ای خدایی که خالق خرسی
بنده را آفریده ای مرسی!

پیام های کوتاه
  • ۲۳ مهر ۹۳ , ۱۹:۲۱
    :)

۳۹ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

غول شاخدار اتاق!

جمعه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۴۴ ب.ظ

هر جا رو که به فکرم وبه فکرتون میرسه تمیز شده

منتهی شاخ غول اتاق ما نمیشکنه که نمیشکنه!

از وقتی من و خواهرم رفتیم دانشگاه از همون اول مهر همینجوریه! 

گفته بودم تا خونه نیستیم کسی نیاد تو اتاق و دست به وسایلم نزنه که بدونم کجان،

اومدم مرتبش کنم پر از تار عنکبوت و کلی کتاب که زیرشون کپکای سبز و سفید رشد کرده بود و موجودات ریزو درشتی که مرده بودن وتا دلتون بخواد خااااااک همه جا رو گرفته بود


+از توی اتاق واستون پست میزارم،تنفس اینجا واقعن مشکله!

+از ظهر تا حالا به قصد مرتب کردم پیش رفتم ولی هنوز هیچ تغییر جدی ای حاصل نشده :|

+خدایا،یه گوشه چشمی...پیلیز!


  • . زیزیگلو

به امید دیدنت

جمعه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ۰۱:۳۷ ب.ظ

هوای ابری

نم نم باران

و آخرین جمعه ی سال

دل عالم گرفته...اباصالح با نیامدنت دلگیر ترش کردی...

تو را به این روزها...به جان مادرت زهرا...معطل نکن،زودتر بیا

  • . زیزیگلو

یهو جلوی آینه به ذهنم برسه:

پنجشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ۱۲:۴۹ ب.ظ

مثلا من کسی باشم که خنده از روی لبانم محو نمیشود،

اما تو چی؟!


موی بلند

روی سیاه

ناخن دراز 

+واه واه واه!!!

  • . زیزیگلو

شوهر عادم باس اینجوری باشه!

پنجشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ۱۲:۵۴ ق.ظ

شوهرم باید لباس فروش باشه!اونم زنونه! دم عید تمام جنسای مغازه مال خودمه :)

+آجیل فروش هم باشه!

عصرا هم بره تو نونوایی کار کنه!

با یه نفر هم تو مغازه ی مرغ فروشی شریک باشه! 

فعلا همینا فقط :)


+به علاوه یه مغازه ی کوچیک ذرت مکزیکی و یه مغازه ی بزرگ شکلات و کاکائو!!

  • . زیزیگلو

اصلا گرما خوده خوده وجود توست

پنجشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ۱۲:۰۷ ق.ظ

فهمیده ام که داغ جنوب از وجود توست

اهواز بی حضور تو تبریز دیگریست...

  • . زیزیگلو

چارشمبه سوزی!

سه شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ۱۰:۱۶ ب.ظ

 

بابا رفته ترقه و فشفشه و بالن خریده که هوا کنیم :)

+اومدم یه سر بزنم ببینم زنده این؟!

بس که امروز بیان خلوته!

دارم خبرای خودسوزی دوستان رو لحظه به لحظه چک میکنم!

اینجا

  • . زیزیگلو

متهم در حال خندیدن!

سه شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ۰۲:۴۳ ب.ظ

توی خونه ی ما هر کس کار خلافی میکنه نگاش کنیم خنده ش میگیره

جالب اینجاس که اونی هم که خلاف نکرده خنده ش میگیره

یکی از صندلیا چاقو خورده،مامان دنبال متهمه،

همه میخندن!!!

  • . زیزیگلو

چند ماه بعد بری مدرسه...

سه شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ۰۷:۰۱ ق.ظ

مثلا تنها کسی که هدیه گیرش نیاد من باشم!

+مدرسه؛جشن قبولیای کنکور

  • . زیزیگلو

بی کلاس خوری را عشششخ است :)

دوشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، ۰۷:۳۴ ب.ظ

اولین کاری که کردیم رمز وای فای رو گرفیتیم، 5 تایی تو واتس اپ تو گروه خانوادگی که همون خودمونیم،همونجا عکس میگرفتیم و به اشتراک میزاشتیم!

کلی سس قرمز و سفید و آویشن و فلفل قرمز و انواع نوشیدنی ها و سالاد ها برداشتیم

تو هر جعبه ی دستمال کاغذی که روی میز بود 3تا دستمال بود :|

جعبه های دستمال کاغذی همه ی میزا رو اوردم سر میز خودمون!

یه موتور زرد قدیمی اونجا بود همه نشستیم روش و

 باهاش عکس گرفتیم :)


+فقط کافی بود یه نفر دیگه غیر از ما اونجا باشه،

آیا ما میتوانستیم اینچنین بی کلاس باشیم؟!

آیا همچین کارهایی به وفور از ما سر میزد؟

خیر،واسه خلاف جمع باس خودمونی باشه!

+کارهای خلاف خود را به ما بسپارید!!

تلفن مشاوره: بیست و نه،دوتا شیش ؛)


+++همیشه بی کلاس خوردن خیلی بهتر از باکلاس خوردنه!! حتما امتحان کنید :))

+امشب هم دعوتیم ولی باکلاس!  دیگه اینجا واقعا نمیشه!

  • . زیزیگلو

عشق فراتر از اینهاست جانم...

شنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۳، ۰۸:۳۹ ب.ظ

بعضی وقتا ها آدم ها یک روزهایی که در ظاهر مثل بقیه ی روزهاست یک چیزهایی میبینند، میشنوند و درک میکنند که دنیا برایشان مثل قبل نیست، آن روز را میشود جشن گرفت، اصلا عید نامید...

روزایی که میشود عشق را درک کرد

اینکه دلت میخواهد با تمام وجودت طوری که تمام آدمهای دنیا بفهمند فریاد بزنی که چقدر خاطرشان را میخواهی،چقدر آنها را عاشقی و تا چه اندازه برایشان میمیری

کسانی میگذرن از چیزایی که دوست دارن که تو مات و مبهوت میمانی در قدرت عشق...

تویی که تا همین لحظه بیزار بودی از هرچه عشق و عاشقی ست.و زخم خورده بودی از تمام محبت هایی که کردی...

این روزها را میشود خندید، بلند خندید، به دنیا و به روی آدم هایی که امروزت را ساختند

و بلند بلند گریست به حال خودت؛که تا بحال این چیزها را درک نکردی؛که 21 پاییز گذشت و ندیدی؛که ساده از همه چیز گذشتی که نفهمیدی، این ها را نشناختی...


+این پست تقدیم به پدر عزیز و مادر مهربانم که ایثارگرانه زندگی ام را با عشق ساختند :) عشقی که هیچوقت سرد نخواهد شد.

گرچه هیچوقت اینجا را نخواهند خواند.


  • . زیزیگلو

تو چه دانی...

جمعه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۵۹ ب.ظ

 تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده ی من

چه جنونی

چه نیازی 

چه غمی ست...

  • . زیزیگلو

عنکبوت و خواهر کوچولوی 8ساله!

جمعه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۳، ۰۳:۱۳ ب.ظ

این خواهرکوچیکه ی ما میترسه از عنکبوت!

شیرینش افتاده بود روی فرش و دنبالش میگشت،یکم بعد پیداش کرد.میگه آااااجی؛بخورمش؟

میگم آره تمیزه که.میگه ممکنه یه عنکبوت از روش رد شده باشه، نه نمیخوامش!!


+یه کلیپ دیدیم که توی یه برنامه، یه شرکت کننده باید بلند بلند یه آهنگو میخوند،درحالی که دارن توی یه ظرف شیشه ای پر از آب قرارش میدن و هی مارمولک و مار هست که روش خالی میکنن!

ما همه جیغ جیغ میکردیم و خواهر کوچیکه همچنان ساکت...

همین که فیلم تموم شد برگشته میگه: خوبه که روش عنکبوت نریختن!!

من :|


+فیلم مرد عنکبوتی(همون جدیده!) رو که میدیم هی چندشش میشد و تو هر صحنه ش جیغ میکشید!

  • . زیزیگلو

استفاده ی حداکثر از زمان تا یک ماه!

پنجشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۲۰ ب.ظ

خواهرم آمده و دختر خاله هایم و دختر دایی ام و من سر از پا می نشناسم!

هر چه من خریده ام برای خواهرم او خریده برای من! آن هم بدون هماهنگی!

از اسپری و جوراب بند بندی گرفته تا لباس هایی شبیه به هم!


+سر از پا نمیشناسم وقتی میبینم که قرار است یک ماه پیش هم باشیم! کمتر از یک ماه البته...

و آسایش را می رباییم قطعا از مادر و پدر گرام! با خندیدن های نصف شبی و غذا پختن های نصف شبی و عکس گرفتن های اجق وجق نصف شبی!

کلن کارهای مسخره ی نصف شبی!


  • . زیزیگلو

اینسان دشمنی یعنی...

چهارشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ۰۵:۵۹ ب.ظ

لبت نه گوید و پیداست میگوید دلت آری

که اینسان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری


دلت می آید آیا از زبانی این همه شیرین

تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری؟



  • . زیزیگلو

چالش انتشار قرآن و پیام رهبر با عکس دلخواه!

سه شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۳، ۱۰:۰۳ ب.ظ

بیاین نشر بدیم قرآن رو.بیاین به همه نشون بدیم که چه معجزه ای داریم...

نگید چرا عکسش مذهبی نیست! قرآن هم واسه ماس هم واسه اون ور آبی ها!

کسایی رو که دعوت میکنم به این چالش:

1-دالان بهشت 2-معتکف 3-آقای میم عین 4-قلم بانو 5-پاک باخته


+برای اطلاع از این طرح!! :

کلیک!

کلیک!!

  • . زیزیگلو

بوی خوش دهان!

سه شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۳، ۰۳:۰۰ ق.ظ

میگم دندونات سفید شده

میگه مسواک زدم

بعد میگه:مامانم هیچ اعتقادی به مسواک نداره و میگه آدم نباید مسواک بزنه

که خود به خود دندوناش تمیز شه!!


+شعر سعدی رو در مورد بوی بد دهان شنیدین؟!

 کشد تیر پیکار و تیغ ستم

به یک بار و بوی دهن دم به دم


++تورو به قرآن مسواک بزنید!

دم به دم مردم و زنده شدم از بوی دهن،یه تیر میزد خلاص میشدم بهتر بود...!


متن کامل شعر در ادامه

  • . زیزیگلو

نرو،دردناک ترین التماس جهان است

دوشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۳، ۰۸:۴۵ ب.ظ

هی پا به پا نکن که بگویم سفر بخیر

مجبور نیستی که بمانی...ولی نرو


+تو راه خونه م :)


  • . زیزیگلو

طرح قرمز

دوشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۳، ۰۶:۰۲ ق.ظ

طرح بلند مدت ایرانسل زدم (چون فضولین میگم! 3ماهه،6 گیگ،25000تومان!)

بعد برای آگاهی از حجم باقیمانده یک کدی را باید میگرفتم که یادم رفته بود فقط چنتا عدد اولش یادم بود منم هی میزدم ببینم کدام درست در میآید

بعد یهو نوشت:

طرح قرمز یک روزه برای شما فعال شد و مبلغ 500 تومان از حساب شما کسر گردید!!

من O_o¿¿¿¿

1 دقیقه قبلش شارژ کرده بودم :|

زنگ زدم 700میگم حالا این چی هست؟ میگه 1تا7 صبح میتونی 120 دقیقه مکالمه کنی!

حالا موندم این نصف شب با کی حرف بزنم! 

خیلیم خوابم میاد ولی خو مجبورممممم!!میفهمین؟؟!!

از شارژم کم شده!


+زنگ زدم به خواهرم میگم بیا 120 دقیقه حرف بزنیم، نباید بخوابی!

+دوستم که تخت بالاس دلش واسم سوخت میگه زنگ بزن تا صبح حرف بزنیم :)

  • . زیزیگلو

خواب

شنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۳، ۰۲:۲۳ ق.ظ

یکی از توانایی های من دیدن خواب های چند قسمتی است

البته این کلمه ی "توانایی" خیلی کلمه ی ضایعی ست!

چون خواب کاری غیر ارادی ست، و کارهای غیر ارادی تحت کنترل خودمان نیستند و تحت تاثیر اعصاب خود مختارند و از نخاع منشا میگیرند!

مثلا من یک خواب میبینم و فردا شب ادامه اش!

یا مثلا یک خواب میبینم و با تمام شخصیت های خواب آشنام در حالی که چند روز

یا چند هفته قبل قسمت اولش را دیده ام و الان این شده همان "ادامه ی ماجرا"!!


+میگویند شب ها در خواب ناله میکنم و نمیگذارم بخوابند

شده شب هایی که بیدارم کرده اند و صبح که دلیل کارشان را پرسیده ام،بلند

 بودن ناله ام را بیان کرده اند

از وقتی آمده ام خوابگاه اینطور شده ام...


  • . زیزیگلو

کلهم اجمعین

شنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۳، ۰۲:۰۸ ق.ظ

وقتی کلی کار با هم دارید چکار میکنید؟

مثلا نصف شب باشد وشدید خوابتان بیاید

گرسنه باشید، تشنه هم

مسواک نزده باشید

دستشویی را هم اضافه کنید به لیستتان

:/

  • . زیزیگلو