زیزیگلو

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر...

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر...

ای خدایی که خالق خرسی
بنده را آفریده ای مرسی!

پیام های کوتاه
  • ۲۳ مهر ۹۳ , ۱۹:۲۱
    :)

این داستان: جوجه

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۴:۳۴ ب.ظ

جدیدا یه گربه توی محله خونه پدری پیدا شده که اهلیه ، و خواهر کوچولوهام عاشقش شدن، تا صدای باز شدن در رو میفهمه میدوئه میاد سمتمون، صداش که میکنیم متوجه میشه و هر جا هست سرو کله ش پیدا میشه. یه بار توی حیاط بود، رفت زیر ماشین، بعدم دیگه ندیدیمش، هرچی صداش زدیم و دنبالش گشتیم نیومد و نبود. همه بسیج شدیم واسه پیدا کردنش، یکی توی حیاطو میگشت یکی زیر ماشینو یکی توی آشپزخونه رو یکی توی زیر زمینو... ما فکر میکردیم کار باباس و قایمش کرده! چون بابا اصولا مخالف بودن گربه توی حیاطه و میگه مریض نشیم و اینا، حالا بگذریم که اولین بار خودش آوردش و ما رو باهاش آشنا کرد! حالا بعد از اون همه گشت و گذار که بابا اگر قایمش کردی بگو ، و بابا هی خنده ش میگرفت و ما واقعا مطمئن شده بودیم و بابا هی قسم میخورد که دست من نیست، در کاپوت ماشینو خیلی اتفاقی باز کردیم دیدیم اونجاس! هوا که سرد بوده از زیر ماشین میره توی کاپوت! حالا نگم که هر بار که میخوان برن بیرون اول باید صداش بزنن ببینن توی کوچه س یا حیاطه یا کجاست کلا، و بعد ماشینو بیارن بیرون از خونه که یه وقت زیرش نکنن. بعد حالا با این وجود یه بار که خواستن برن بیرون هرچی صداش میزنن نیستش، ماشینو میبرن از خونه بیرون، بعدم آبجی کوچیکه اصرار میکنه که در کاپوتو باز کنین، بقیه م محل نمیذارن، اونم هی اصرار رو اصرار، بعد که باز میکنن کاپوتو میبینن اونجا خوابیده گرمش بشه =))

توی خونه صداش میزنیم جوجه... انقدر من بهش جوجه گفتم بقیه هم جوجه صداش میزنن. بعد یه بار ما داشتیم میومدیم خونمون، سر کوچه که خواستیم بپیچیم رضا گفت عه یه جوجه زیر ماشینه... گفتم عههه جوجه رنگی؟ گفت چیزه منظورم گربه س، یه گربه کوچولو :|

  • . زیزیگلو

نظرات  (۷)

  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • :-))) زبان فارسی به مرور متحول میشه
    پاسخ:
    و حتی ترک میخورد :))
    صداش می‌کنین جوجه بیا اونم میاد؟ مگه فارسی بلده گربه؟ :|
    پاسخ:
    وقتی صداش میزنیم که بیاد بهش میگیم نچ نچ نچ، تلفظش میشه عین وقتایی که میخوان واسه جوجه ها دونه بریزن یه همچین آوایی تولید میکنن :/
  • گمـــــــشده :)
  • :))

    ما یه جوجه خروس داشتیم هر روز می رفتم خونه میومد استقبال منم می گفتم  سلام جوجه

    حیف که الان نیستش

    خدا جوجه گربه شما رو حفظ کنه

    :)

    پاسخ:
    من خودم بچگی یه پا چوپان بودم! تابستونا بابا واسمون جوجه اردک یا جوجه رنگی میگرفت مشغول گله چرانی میشدیم :)))
    من عنوانو که دیدم فکر کردم داری نی نی دار میشی :)))))
    جوجه :)))
    پاسخ:
    نهههه زوووده =)
    اسم گربه رو گذاشتین جوجه، اجحاف نمیشه در حق جوجه ها؟ :|
    پاسخ:
    آخه خیلی نرم و لوسی لوسیه خب :/
  • آشنای غریب
  • خوبه ، حالا 40 روز دیگه میتونین بشمرینش :))
    پاسخ:
    وااای خیلی تیکه خوبی بود :))
  • جناب منزوی
  • چه جوجه ی ملوسی :)
    پاسخ:
    انقدر نازنازیه!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی