زیزیگلو

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر...

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر...

ای خدایی که خالق خرسی
بنده را آفریده ای مرسی!

پیام های کوتاه
  • ۲۳ مهر ۹۳ , ۱۹:۲۱
    :)

بازی کنیم؟

شنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۵۲ ق.ظ

نشسته بودم کنارش. گفت بازی کنیم؟ رو به رویمان صفحه ی ماروپله بزرگی با مهره های رنگی زیاد بود که بچه ها بعد از بازی کردن ولش کرده و رفته بودند. گفتم باشه!  ازش خواستم رنگ مهره اش را انتخاب کند. زرد برداشت. تاس انداخت. عددش را خواندم و نحوه ی حرکت مهره ها را که سعی داشت عمودی حرکت بدهد، به افقی حرکت دادن برایش توضیح دادم. بچه ها آمدند و 4 نفره بازی کردیم. از پله های ماروپله بالا میرفت و موقع رسیدن به مار بجز یکی دو تا، تلاشمان را کردیم که نفهمد مار نیشش زده و بعد من و خواهر کوچیکه چشمک میزدیم! اینطور شده که مامان بزرگ سه بار برد.

  • . زیزیگلو

نظرات  (۶)

چه نوه های باحالی
پاسخ:
باحالی از خودمونه =)
من به‌غایت عاشق ضربات محکمِ نهایی در جملات آخر هستم. خیلی چسبید. ^_^
خدا دل جوون مامان‌بزرگ رو براتون نگه داره. :))
پاسخ:
عه؟ =)
ممنونم... چه نقد خوبی :)
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • خدا حفظشون کنه^_^
    پاسخ:
    سلامت باشی :)
    :)))
    پاسخ:
    :دی
    رمز پست های وبم رو عوض کردم نازنین. دوست نداشتم یه بنده خدایی نوشته هام رو بخونه.
    رمز جدید: ashavahishta
    شاید هم شما یادتان نباشد که چند بار مادربزرگ وقتی شما کوچک بودین، با شما بازی کرد و شما مادربزرگ را بردید...
    پاسخ:
    شاید... یادم نمیاد البته ؛)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی